نگار عسلی بلده........

بله و نگار عسله مامان این روزا دیگه راه افتاده و چپکی چپکی راه میره  و کلی ذوق میکنم قلبچشمکالبته نسبت به بچه های دیگه دیرتر راه افتاد اما خوب جسه ی نگار نسبت به اون بچه ها ریزتره و هر بچه ای با اون یکی فرق داره و نباید با همدیگه مقایسشون کردنیشخندباز ازون حرفا زدم هاچشمکراستی حرف زدنشم خیلی بهتر شده اسمارو یادش میمونه و صدا میزنه مثلا به دختر عمه و پسر عمه میگه به (حدیثه )میگه حدی(حجت) هم میگه ددتبه و مامانی و بابایی رو خیلی خوب تکرار میکنه به دایی میگه دای به عمومیگه عوو به خاله میگه قاله به عمه میگه عوهلبخندو کلی حر فای شکسته شکسته ای که بسیار شیرین تلفظ میکنه و دل همرو میبره تقریبا بیشتره کلمات رو شکسته میگه و منظورشو میرسونه خیلی باهوشه مثلا اون روزی تو حیاط دیدم لباسش جلوش یه کم خیسه گفتم وا کجا  لباستو خیس کردی انگشتشو دراز میکنه وبالا رو نشون داد بعد نگاه کردم میبینم بعلهنیشخندهمسایه بالایی روفرشی شسته انداخته تو ترازش اب چکو چک ریخته روی دخملم که اون زیر واستاده بودهتعجبتازگیا نگار علاقه ی شدیدی به خاله بازی بخصوص خرید بازی نشون میده خودم اسمشو گذاشنم خرید بازی من مغازه دار میشم نگارم میاد ازم خرید میکنه خندهو کلی کیف میکنه میخام برم براش یه کیف درست کنم قلاب بافیه خیلی قشتگه اموزششو ازینترنت گرفتم اخه نا گفته نمتند مامان هنرمندشنیشخندتازگیا بافتنی هم میبافه یه بلیز مامانیش که ماهره براش درست کرد و یه شلوار مامانش و یه کلاهم که هنوز نصفص و تموم شد میزارم عکسشو که ببینین راستی مامانیش پاپوشم براش درست کرده خندهنه نه اون پاپوش نه منظورم کفشهچشمکنگار تا اهنگ تو تیوی یا از بیرون میشنوه شروع میکنه به نینا کردن و خودشم برا خودش در اخر دست میزنه و خودشو تشویق میکنهتشویقالهی قربونش برمبغلمنو کچلم کرده مدام یا البوما جلوشه وعکس نگا میکنه یا با گوشی یا دوربین عکس میبینه علاقه ی شدیدی به عکس داره کافیه بگی بیا اینجا بشین برات عکس بزارم ببینی یه ساعت میخ میشینه و نگا میکنهمژهو کاری هم به من نداره البته یه موقع هایی هم میگه بیا تو هم اینجا بشینو با من نگاه کن و کلی برام حرف میزنه که یک پنجمشو حالیم میشه خندهبیرون رفتنو خیلی دوست داره و خیلی ارومه نسبت به بچه هایی که دیدم خیلی فرق داره به چیزایی علاقه داره که در این سن اکثره بچه ها علاقه ندارن مثلا کتابای منو بر میداره و با این که عکسی نداره شروع میکنه به ورق زدن و مثلا ادای منو در میاره و زیره لبم یه چیزایی میگه مثلا مطالعه میکنهماچ و یه ربی مشغوله امسال میخواستم براش واکسن سر ماخوردگی بزنم که دکترش گفت نیازی نیست خودت بزن که مدام سرماخوردگی داری و از تو نگیره دیدم راست میگه بچم همش از من میگیره و خودم زدم چشمکنیشخندچشمتون روز بد نبینه تا دو روز نمیتونستم راه برم عجب دردی داشت ها طفلی بچه ها فکنم این واکسنای دیگم همینطوریه وای نگار بیستم واکسن هجده ماهگی داره دوتاناراحتخلاصه نگار عسلی قرتی شده و هر چی ببینه قشه یعنی به زبونه خودش قشنگه دوست داره داشته باشه به امیده ساعتهایی خوش برای شماچشمک

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید