کادو ها ی فاطمه نگار عسلی

سلام بالاخره وقت شد ما بیایم این وبو بروز کنیم البته گوش شیطون کر هر وقت میام اینجا  میگم دفعه ی بعد زودتر میام همین فردا ولی مگه میشه هییییییییییییییی روزگار پر کاریه ی دیگهاینروزا نگار کارش سده شعر خودندنتازه یاد گرفته همشم به من میگه اولش چی بود خندهمنم اولشو میگم  نگارم بقیشو میگه من میگم خروسه میگه قوقولی قوقو نگارم میگه از من دول نسو جوده کوچولونیشخند از من دور نشو جوجه کوچولونیشخنددیشب منو نگار داشتیم از تو گوشیم صداهای ضبط شده ی گوشیمو گوش میکردیم چقدر ناز بود نگار تازه به حرف زدن اومده بود همه ی صداهاش بود اعتراف میکنم که بعضی وقتا یادم میره نگار چقدر کوچولو بود و چی میگفتو چی نمیگفت اما خیلی جالبو دوست داشتنیه که بعد از یه مدت طولانی صداهای قدیمی با فیلمای قدیمیو نگاه کنیقلبهم ی خاطرات برات زنده میشن متفکر

خوب بالاخره نوبتیم باشه نوبت به کادوهایی میرسه که برا نگار تو سفره نچندان قبل مامانی و بابایی جون و عمو جونو و خاله جون من براش اوردندعینک

این یه بولیز شلوار خوشگله که مامانی و بابایی  عزیز اورن و اون کفش صورتیه ی خوشگلم مامانی و بابایی اوردن ممنون دستتون درد نکنه قلب

 

و وقتی هم که میرفتیم بیرون خوشبحال نگار بود هر چی میگفت براش میخریدن خوشبحالش ما که بچگیامون ازین شانسا نداشتیمنیشخند

این سیمرغم که نگار خیلی دوسش میداره رو بابایی خرید و اون توپ فوتبال موزیکال که چراغ داره و میچرخه رو دایی جونم ممنون دست گل هر دوتاتون درد نکنهقلباینارو از قم خریدن دست گلتون درد نکنهقلب


اینم زن عمو و عموی گلش برا نگار اوردن البته ایندفعه زن عمو جونش براش یه سرویس خریده ازین سرویسای بچگونه  که تو عکساش هستش و اینو دفعه ی پیش اورده ماشالا زن عموش فکر دوسه ساله دیگرم کرده فکنم این تا کلاس اول واسش اندازه باشه ممنون دست گلتون درد نکنه قلب

/ 0 نظر / 56 بازدید