آش دندونیه نگار عسلی

نگار تا الان که هفت ماهو بیست روزه شه یه دندون سمت راست از پایینو در اوده اما واسه همین یه ریزه دندون کلی خستم کرد اینقد اذیتم می کرد نه غذا می خورد نه شیر می خورد فقطگریهمیکرد اخی بمیرم بچه ها چه دردو رنجی میکشن برا چارتا دندون ناراحتخلاصه چند روزی رو خیلی اذیت می کرد تا اینکه یکی از دوستام که تو اون خونه قبلیه که بودیم همسایه طبقه دوممون بود اینقد با هم اخ شده بودیم عین یه خواهر میمونه برام خیلی دوسش دارم هنوزم با هم رفتو امد داریم ازون خانوادگیاش هاتشویقاسمش گیتاس بهم گفت آش دندونی براش نپختی؟گفتم آش دندونی! اول اینکه بلد نیستم بعدم وقتشو ندارماوه

گفت کاری نداره که من خودم میام فردا براش درست میکنمتشویقراستش اشش خیلی راحته مواد لازمشم اینه:نخود,لوبیا سفیدولوبیا چیتیو لوبیا قرمزو لوبیا چشم بلبلیو عدسو وگندم پوست کنده بعضیا ماشم میریزن یه کم اب گوشت وکمی روغنو نمک و پیازداغم  می خواد البته بعضیام بهش اش حبوباتم میگن خیلی اسونه این موادو یه شب قبلش میخیسونیم و چند بارم ابشو عوض می کنیم همه ی حبوباتو به جز عدس ولوبیا سفید که زود میپزنو بار میزاریم اب گوشتمونمو اضافه میکنیم لوبیا سفیدو عدسم جدا بار میزاریم البته باید هی هم بزنید تا ته نگیره اگه ابشم دیدین کمه بازم بریزین کمی نمکم بهش اضافه میکنین وقتی پختن حبوباتو با همدیگه قاطی میکنیم روشم با پیاز داغ تزیین میکنیم  آش ما امادستشویقاز قدیم رسم بوده اش دندونی که میدن ظرفشو  خالی نمیدادن یه چیزی میزاشتن یه شوکولاتی تخم مرغی یا هر چیز دیگه ای مادر شوهری برا نگار یه دست لباس سرهمی اورد خاله گیتا هم یه سالاد خوریه پیرکس نوزادی اورد عمه بزرگه یه دست لباسو یه جفت جوراب دخترونیه ی خوشگل اورد عمه کوچیکه یه عروسک کوچولو که شکل خود نگار عسلیه همشم بوس می خوره و میگه ای لاویو  صابخونمونم یه کلاه شالگردن خوشگل که دخترش بافته بودتشویقدست همشون درد نکنهماچسره ناهار نگار عسلی خواب بود اما بعد که بیدار شد کلی فیلمو عکس گرفتیمو خندیدیم دم غروبم همه رفتن خونشون اینم از اش دندونیه نگار عسلیقلباین عکسم نگار عسلی با دخترو پسره عمه جون وپسره خاله گیتا انداختلبخند

/ 1 نظر / 14 بازدید

سلام خانومی دمت گرم خیلی وبلاگ زیبا و شیکی برای دختر نازت درست کردی واقعا تبریک