دوست جدید نگار

نگار اینجا بچه ی همسنو سال خودش که با هاشون رفتو امد داشته باشیم نداره البته من زیاد با همسایه ها رفتو امدی ندارم فقط راس ساعت 5 بعداظهر همه جمع میشیم تو فظای سبز جلوس ساختمونمون قلبو کلی میحرفیم و بچه هام که بازی میکنن ما خانومام که اگه صد سال بشینیم بازم حرف برا گفتن داریمنیشخندالبته ما بیشتر تبادل اطلاعات داریم و بافتنی میبافیم الانم کلی سفارش قبول کردم و کمتر میتونم بیام نت سر بزنم اوهو بحثامون خدای نکرده غیبتو و حرفای خاله زنکی نیست نیشخنداین وسطم نگار با دوست جدیدش که یه دخمل نازو خندون و شیرینه به نام سوگند بازی میکنه قلباینم سوگندیه سالو نیمه ی ماهورا

اینم نگار عسلیه مامانماچبغلقلبالهی چقد لاغر شده هر کی میرسه میگه ببر فلان دکتر بردمش پیش یه فوق تخصص تغذیه چکاب کاملم انجام دادم براش سالم بود دکتر گفت هیچ مشکلی نداره بعضی از بچه ها تو یه سن بخصوصی رشد میکنن گفت سعی نکن بهش بزور غذا بدی هر چند وعده ای که  خودش بخواد بزار بخوره و لازم نیست از شربتای ااشتها اور استفاده کنی چون تو بزرگی باعث فشار خون زودرسو چربی و... میشه و فقط بهش شربتای تقویتی داد ویتامینو ازین چیزامتفکر

البته دو روزه که هوا خیلی سرد شده و نمیریم بیرونچشمک

البته اینارو با گوشیم گرفتم که طبق معمول تاریخش خرابهنیشخند

اینم که میبینید منم که دیشبی رفته بودیم بیرون و پنجره های اتاقو یادم رفته بود ببندم و  یه باد شدیدی اومدوکل خونرو  خاک گرفته بودتعجبومجبور شدم دوباره همه جارو  دستمال بکشمابلهو اون وسطم نگار کتاب قصرو  با پکیج  باماش هییییییی میکشوند ازینور به اینور دنبال من که مامان برام بخون منم یه ذره میخوندم و باز میرفتم سره یه کاره دیگه دقیقا این بود وضعیتمنیشخندمژهتازه شبشم برق رفت و مهتابی اظطراری زیاد شارژ نداشت و مجبور شدیم شمع روشن کنیم و نگارم فکر میکرد تولده و همش تولدت مبارک میخوندتشویقو فوت میکردو شمعارو خاموشش میکرد و من کلی میخندیدم دلقکو حسابی به دو تامون خوش گذشت و کلی سایه بازی کردیم یادش بخیر بچه بودم ارزو میکردم شب برق بره بعد مامنم شمع روشن کنه و مام سایه بازی کنیم یعنی با دستامون شکلای مختلف درست کنیم افسوسافسوس که چه زود گذشت کودکی......

/ 4 نظر / 21 بازدید
مامان ثمین

سلام عزیزم خوبین خسته نباشید گلم میدونم واقعا ما مامانها همینطوریم وقتی بخوایم کاری کنیم در آن واحد از همه کارا بر میایم خدااااااااایا از دست حرفای دیگران بچت اینجوریه و...... همیشه میگم هر مامانی بهتر میدونه بچش چشه وچه جوری هست اما همیشه دیگران با حرفاشون باعث نگرانی میشن[عصبانی]

مامان ثمین

سلام عزیزم خوبین عیدتون مبارک بایه پست جدید منتظرتونیم

مامان ثمین

سلام عزیزم خوبی نازنین مامانی من شمارو خیلی وقته که لینک کردم هااااااااااااااااااااااا خیلی هم بهتون سر میزنم اما مثل اینکه من فراموش کردید شما با نام نگارجون ومامان نگین لینک هستید براتون رمز هارمو میفرستم گلم