خاطرات تلخ و شیرین منو نگار عسلی

سلام قلب

دیروز منو نگار وبابایی یو  عمع ها و خلاصه همگی رفتیم پارک  نزدیکیه پارک دوتا امام زاده از نوادگان اما حسن مجتبی (ع) بود  و منو نگار رفتیم زیارت و برا همگی دعا کردیم

بعدشم رفتیم پیش بابایی که نگار زنجیرشو پاره کرد و یه نیم ساعتی مشغول بازی کردن با زنجیرش شدفرشته فدات شم سوسوله خانم ماچبغل

و بعدم شروع کرد به هندونه خوردن خوشمزه

تا شب ساعتای نه و نیم اونجا بودیم و به همه ی ما علل خصوص نگار عسلی کلی خوش گذشتچشمک

[ ۱۳٩۱/۳/۱٦ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مامان نگین ]

[ نظرات () ]