خاطرات تلخ و شیرین منو نگار عسلی

سلام بازم اومدیم خجالتخوب قسمت نمیشه دیگه زود بیام من چکارم نیشخند

امسال نگار موقع تولدش ازین ویروس جدیدا گرفت که خدا نصیب کافر نکنهخنثیچشمتون روزه بد نبینه تو یه هفته 3  بار بردمش دکتر یه بار تبش قطع نمیشد و....................... خلاصه برای تولدش کلی برنامه ریزی کردم مه همش بهم خورد و خلاصه کیکو خودم درستیدم البته به سختی چون نگار واقعا اذیت میکردو غر میزد خوب حقم داشت بد مریضی بودو حسابی نگارو لاغر کردناراحت

اینم کیکش که اونجور که میخواستم بازم نشدناراحت

و با اینکه اصلا حوصله نداشت بازم به حرفام گوش میداد و برا عکساش فیگور میگرفت و خلاصه با سلیقه ی خودش لباس عروسشو پوشید من نظرم تاپ امنش بود که نپوشید و فقط میگفت علوشششششششششششششخنده

اینم نگار به هنگام فوت کردن کیکش

واینم بعدش قیافش دیدنیهماچبغلمژه

[ ۱۳٩٢/۳/٢ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مامان نگین ]

[ نظرات () ]