خاطرات تلخ و شیرین منو نگار عسلی

منو نگار اینروزا بیشتره و قتمونو تو خونه میگذرونیم و نگارم یه موقع غرغر میزنه خمیازه و اون موقس که زمان  خیلی کسل اور میشه  و نمیدونم چجوری سرگرمش کنم البته یه راه حل به نظرم رسید که دست به کار شدم فکردم براش سیدیه ترانه کودکانه بخرم سوالو اخر با کلی گشتن خریدم نگارم یه موقع واسه خودش سیدی های جدیدی که براش گرفتم و میزنه نگاه میکنه و چو ن ترانس حسابی کیف میکنه  هفته ی پیش با نگار همه جاهارو برای یه سیدیه ترانه ی کودکانرو گشتیم ولی هیجا نداشت که اخر تو یه کتاب خونه  نزدیک خونمون پیدا کردیم  که نگارو خیلی سر گرم میکنهمژهو خلاصه اینروزا با نگار درگیره اموزش دسشویی رفتن هستیم که اگه بدونین فرشارو  به گ   ن   د  زده و میدونید بهش میگم مامان جونم ج  ی ی  ی   ش    داشتی بگو میگه باشه  بعد میره  ج   ی   ش  میکنه  و بعد صدا میزنه مامان ج   ی   ش  میگم چرا حالا میگی ای خداعصبانیمدام شروع میکنه پشت سره هم تند تند میگه مامان سلام سلام  سلام تا اینکه من بخندمو دعواش نکنم اما خوب این مال اوا یله  الان دیگه میگه دخمله خوبی شده و خیلی ناز تازگیا هر چی بهش میگی میگه تشششششششششم   (همون چشم )تا بهت میرسه یه قابلمه از همون اسباب بازی هاش دستشه بهم میگه  سسسسسسسسسسسلام مامان اش  نه نه  یعنی اش پختم نه نه بخور حالا نمیدونم چرا میگه اش من که سالی یه بارم اش درست نمیکنم سوال بگیر اوخور  خوشمزهو موقعی که میگه سلام لباشو غنچه میکنه و میگه ماچماچماچماچ ماچ کلی بوست میکنه  میخواد ادای منو در اره که باهاش خاله بازی میکنم ماچ و خلاصه شبام که میخواد بخوابه  عادت کرده قبل خواب میگه مامان گسه چشمکخواب و خیلی زود از خونه موندن خسته میشه و روزی یه بار باید بریم دردر ابروو کلا مامان سره کاره و برنامه ی زنگیه مامانو نگار دستور میده چی باشه تااینکه خودم برنامه ریزی کنم و بیشتره برنامه هام و بهم میریزه خوب دیگه اینم از فوایده  یا  مضرات بچه داریه ابله و همه ی اسباب بازیا و وسایلاشم تو خونه ریختو پاشه و تا میخوام جمعشون کنم  بلندمیگه  مثلا دمپاییاش میگه بتش من یعنی کفش من و کلا کسی سرزده بیاد خونمون اینهو بازار شامه و منم که هی میزنم ولی بازم  کثیف میشه 

 

 

تایادم نرفته 22 بهمنو  پیروزیه انقلاب بزرگمونو به همه تبریک میگم و از راه دور یه تبریک گنده به  تنها خاله ی  نگار  که 22 بهمن تولدشه خاله جان تولدت مبارک امیدوارم هزار سال زنده و سلامت  باشی و به همه ی ارزو هات برسیماچماچماچبغلبغلماچدوستت داریمماچ

تا بعد به امیده دیداربای بای

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱۸ ] [ ٤:٥٢ ‎ب.ظ ] [ مامان نگین ]

[ نظرات () ]

اینروزا نگار ما خیلی قرتی شده کلا بچم نیسکه این مدت دوربینم رم نداشت و ازش عکس نگرفتم عقده ای شده بودوقتی اون روزی رم گرفتم و ازش عکس گرفتم کلی حال کرد و کلی هم قیافه میگرفت که با روایت تصویر براتون میزارم

و بعد از کلی عکس گرفتن اخر یه عکس درستو حسابی گرفتم

خلاصه اون شب به عکس گرفتن از نگارو منو باباجون گذشتخوابنیشخند

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱۸ ] [ ٤:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مامان نگین ]

[ نظرات () ]

سلام سلا م صدتا سلام قلب

امید وارم همتون لحظاتی خوش رو سپری کنید خوب بریم سر وقت این عکسام که زمستون تموم شدو من هنوز عکسهای لباسایی رو که برا نگار بافتم نزاشتمخجالت

اینم عکسها

و اینم یه گردنی که همون شالگردن گردنی

و این پیراهنو مامانی نگار براش بافته و کلاهشم خودم بافیدم و کیفشم خودم بافتم

 

و اینم یه بولیز و شلوار و کلاهش  که کلاهش و شلوارشو خودم بافتم و بولیزشم مامانی به همکاریه عمه کوچیکه بافتن دستشون درد نکنهمژه

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱۸ ] [ ٤:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مامان نگین ]

[ نظرات () ]